![]() |
![]() |
|
| عکاسی - گرافیک - حرف های خودمانی |
|
1 – در سایت عصر ایران آمده است که طرح جمع آوری یک میلیون امضاء ـ به منزله ی درخواست از سایت گوگل برای تغییر نقشه های خود از خلیج عربی به خلیج فارس ـ به مشکل بر خورده و این طرح با کمبود دویست هزار امضاء مواجه شده است . 2 - در همان سایت در نقل قولی از وزیر ارشاد دولت مهر ورز نهم ـ درباره ی دلیل لغو امتیاز روزنامه ی تهران امروز ـ آمده است که " وزارت ارشاد علاقهیي به محدود كردن مطبوعات ندارد ، اما از سوي ديگر در كشورمان اتفاقاتي ميافتد كه عجيب و در طول تاريخ مطبوعات ، بيسابقه است . چنان كه برخي به صراحت به مقامات بالاي دولت توهين ميكنند . البته ما وزراء خود را آماده ی اين جور برخوردها كردهايم . اما مقام دوم كشور بايد حاشيهیي از حرمت و حفظ كرامت داشته باشد . اما برخي به طرز بيشرمانهیي دولت را مورد تعرض قرار ميدهند كه در مقابل ، دولت سعه ی صدر خود را خواهد داشت. " . 3 – خبر دیگر این که جمهوری آذربایجان نیز از استان های آذربایجان شرقی و غربی به عنوان آذربایجان جنوبی یاد می کند . حتما شط العرب ( اروند رود ) و المحمره ( خرمشهر ) را هم به یاد دارید . . 4 - پس از خواندن این سه مطلب ، بی اختیار ، به یاد یک عکس افتادم که حتما آن را دیده اید . برای یادآوری ، بد نیست دوباره ببینید . ببخشید که اشاعه ی منکر می کنم . اما خیالم راحت است که به حرف وزیر محترم گوش داده ام و توهین نکرده ام ؛ بلکه فقط نقل قول کرده ام ! . . . . . . یک وقت از کسی ایراد نگیرید . در شما را هم می بندند ! فقط بروید و امضاء جمع کنید ! ! ! ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 5:1 توسط کامران شریفی |
|
|
1 - حتما خیلی ها با من موافقند و مانند من اعتراف می کنند که وقتی افکار شیطانی به سراغ مان می آید ، معمولا اتفاقی برای مان می افتد تا متوجه شویم خدایی که دوست مان دارد ، دلش نمی خواهد که خطا کنیم . در آن لحظات ، غذا در گلوی مان گیر می کند ، تپق می زنیم ، سکندری می خوریم و . . . با گفتن این حرف ها ، می خواهم بگویم در تمام دقایق زندگی مان ، خدا مراقب ماست و دلش نمی خواهد خطا کنیم . چون همه ی ما را دوست دارد . این ، تازه جواب شیطنت های کوچک ماست ، که ضرری هم برای کسی ندارد . به قول معروف ، گناه صغیره است . تجربه ی من می گوید خدا دوست ندارد هیچ بنده یی کار بدی انجام بدهد . او مرتبا به ما گوشزد می کند که کدام کار ، خوب است و کدام کار ، بد . حالا وای بر ما ، اگر این نشانه ها را نفهمیم و همچنان به اشتباهات مان ادامه دهیم . آن وقت است که خدا دیگر با ما تعارف نخواهد داشت و بد جوری حال مان را می گیرد . 2 – حتما حکایت سردار زارعی ؛ فرمانده انتظامی استان تهران و دکتر حسن مددی ؛ معاون دانشجویی دانشگاه زنجان را شنیده اید . شغل این دو نفر به گونه یی بوده است که بایستی مانع انحراف جوانان مردم می شده اند . اما خودشان دست شیطان را هم از پشت بسته و قصد سوء استفاده از موقعیت خود را کرده اند . حالا ببینید خدا با آن ها ـ که می خواستند حق الناس را رعایت نکنند ـ چگونه رفتار کرده و چگونه آبروی آن ها را برده است . خدا در قرآن بارها به این مضمون اشاره کرده به این که " مطمئن باشید که همه ی کارهای شما را می بینم " . فقط خود خدا می داند که این دو نفر ، چند بار برای دیگران جانماز آب کشیده اند . فقط خود خدا می داند که این دو نفر ، چند بار در مقابل دیگران ریاکاری کرده اند . کاری ندارم . به من هم ربطی ندارد . فقط این قسمت از داستان برایم مهم است که اگر کسی بخواهد خدا را دور بزند و یا بنده ی دیگری را وادار به گناه کند ، ، خدا بدجوری حالش را می گیرد و بی آبرویش می کند . این فیلم را ببینید : http://www.youtube.com/watch?v=y95o5iUJGMU
http://www.youtube.com/watch?v=hpU-fJzm-eo&feature=related |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 1:44 توسط کامران شریفی |
|
|
امروز در خبرها آمده بود که زمین لرزه یی به قدرت 2/7 ریشتر ، قسمتی از کشور ژاپن را لرزانده و 3 کشته و 50 زخمی به جای گذاشته است . به یاد پنجم دی ماه 1382 افتادم که بم با زلزله یی لرزید و تقریبا با خاک یکسان شد . امروز در آرشیو سایت های مختلف خبری نگاه می کردم . قدرت زلزله ی بم را 8/6 ، 6/6 ، 5/6 و 3/6 ریشتر اعلام کرده بودند ! ! آمار تلفات نیز 000/40 ، 000/30 و 000/25 نفر اعلام شده بود ! ! ! یک مقایسه ی ساده ، مرا به یک نتیجه ی علمی و دو نتیجه ی شخصی رساند : نتیجه ی علمی : جدی گرفتن علم آمار باعث می شود که برنامه ریزی درستی درباره ی هر مساله یی صورت بگیرد . نتیجه ی شخصی 1 : در ژاپن ـ وقتی که خانه یی می سازند ـ می گویند این خانه را جوری بسازیم که شاید زلزله آمد . در ایران ـ وقتی که خانه یی می سازیم ـ می گوییم این خانه را همین جوری می سازیم . انشاءالله زلزله نمی آید ! ! نتیجه ی شخصی 2 : سال گذشته ، در روزنامه یی خواندم که یکی از مقامات رسمی کشور گفته بود در جایی که مؤمنین حضور دارند ، زلزله نمی آید ! ! پس با این حساب ، ژاپنی ها از ما مؤمن ترند . ما هم ـ که هر جا کم بیاوریم ، بلافاصله از اعتبار امام زمان ( عج ) مایه می گذاریم ـ بهتر است به جای بردن آبروی آن حضرت ، کارهای مان را اصولی انجام دهیم و این قدر کم فروشی نکنیم . .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 1:7 توسط کامران شریفی |
|
|
خماری نداشتن دوربین چند روز پیش ، بخت و اقبال با من یار بود و به صورت کاملا شانسی ، همراه با بچه های انجمن عکاسان کرمانشاه به بیستون رفتم . جالب آن که دوربین حرفه یی نداشتم و مجبور شدم با دوربین تلفن همراهم عکاسی کنم . این تلفن های همراه ، عجب نعمت بزرگی هستند ! مهم ترین خاصیت شان این است که آدم به خاطر نداشتن دوربین خمار نمی ماند . همین که در بیستون عقده یی نشدم ، برایم بس بود !
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 14:41 توسط کامران شریفی |
|
|
از پنجشنبه ظهر تا حالا ، ذهنم درگیر افکاری است که نتیجه اش ، خطور مرتب این ضرب المثل به ذهنم است که " آب دریا با دهن سگ نجس نمی شود " . نمی دانم چرا از ذهنم نمی رود . اما کاش می شد که شرم حضور نداشتم و می توانستم خیلی حرف ها را در این صفحه بزنم . اما هیچ مثالی را نمی توانم در این جا مطرح کنم . حافظ شیرین سخن به کمکم می آید و مرتب در گوشم ندا می دهد و می گوید : " سرزنش ها گر بود خار مغیلان ، غم مخور " . به هر حال بعضی وقت ها لازم است که یک قورباغه هم ابوعطا بخواند ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 0:22 توسط کامران شریفی |
|
|
دیروز قرار بود آثار رسیده به دومین جشنواره ی سوره ی تماشا داوری شوند . تیم داوری عبارت بودند از آقایان مجتبی آقایی سربرزه ، محمدرضا آستانه ، فرزاد ادیبی ، ساعد مشکی و من . محمدرضا آستانه به جلسه نرسید . کسانی که تجربه ی داوری دارند ، می دانند که داوری چهار نفره چه قدر دشوار است .
اما وقتی پس از سه ساعت و نیم ، کارمان به پایان رسید ـ جدا از خستگی که طبیعی هم بود ـ صاحب یک تجربه ی جدید شده بودم ؛ این که هر چهار نفر ، حرف های خود را به زبان آوردند و به کرسی نشاندند ، بدون آن که دعوا و درگیری به وجود بیاید .
پس از سال ها ، جمعی را دیدم که در هنگام داوری ، با لبخند با هم گفت و گو می کردند و آرامش ـ به صورت کامل ـ بر جلسه حاکم بود . نتیجه اش هم اجماع در تصمیم گیری ها بود . بارها دیده ام که داوران پس از پایان جلسه ، دعواهای شان را علنی و پخش می کنند . در چنین شرایطی ، شان تیم داوری پایین می آید و شرکت کنندگان ، به داوران با حالت بدبینانه نگاه می کنند . حتی گاهی برایم پیش آمده است که پس از پایان داوری ، دچار سردرد چند روزه شده ام ؛ بس که حرف های بی منطق و خودخواهانه شنیده ام .
حالا به وسیله ی این نوشته ، خواستم از آن سه بزرگوار قدردانی کنم که از خود ، یک رفتار مدنی ارزشمند را به نمایش گذاشتند .
زحمت عکس هایی را که خودم در آن ها حضور دارم ، آقای علی چاووشی ؛ دانشجوی گرافیک دانشگاه سوره کشیده است . از او هم سپاسگزارم .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:8 توسط کامران شریفی |
|
|
جمعه در جایی مهمان بودم . پس از صرف ناهار ، هر کس به کاری مشغول شد ؛ یک عده شروع کردند به حرف زدن با هم . چند نفر خوابیدند . یکی دو نفر به مطالعه پرداختند . . من هم رفتم که قدم بزنم . اما دوربینم به من افتخار داد که از داخل منظره یابش ، اطرافم را نگاه کنم . با همکاری اش این چند عکس را از استخر باغ گرفتم . . شما هم اگر آن ها را ببینید ، بد نیست .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:19 توسط کامران شریفی |
|
|
در اردی بهشت رنگ ها به وجد می آیند ، و انسان از دیدن این همه رقص رنگ ها لذت می برد . هر سال ـ وقتی به این روزها می رسم ـ دلم هوای دیار می کند . دیاری که در اردی بهشت ، شقایق ها سر تا سر دشت را می پوشانند . در این روزها مرز زمین های کشاورزی را این گل ها مشخص می کنند . وقتی به دشت می روی ، به هر سو که نگاه می کنی ، گل می بینی . در اردی بهشت می توان خالص ترین رنگ ها را دید . من وقتی به این گل ها می رسم ، پاهایم از حرکت باز می ایستند ؛ مبادا که گلی را لگد کنم .
این عکس ها را پارسال در 15 کیلومتری جاده ی کرمانشاه ـ سنندج گرفتم .
روحم از دیدن این همه لطافت به آرامش می رسد .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:4 توسط کامران شریفی |
|
|
باز هم یک پایان تکراری برای یک سریال تلویزیونی . سریال " پیامک از دیار باقی " در حالی که می توانست دو قسمت زودتر به پایان برسد ، آن قدر ادامه پیدا کرد ـ تا مثل سریال های پیشین ـ قهرمان داستان به آدم خوبی تبدیل و از اعمال گذشته اش پشیمان شود .
شاید این گونه پایان ها برای سریال ها ، بخشنامه یی باشند . شاید به سازندگان فیلم ها دستور داده می شود که پایان تلخ را برای ساخته های خود در نظر نگیرند . این پایان ها ، بیننده را به یاد فیلم فارسی های قدیمی می اندازند . گاهی اوقات هم سریال ها را بی خود و بی جهت کش می دهند . مانند " حلقه سبز " و مجموعه های طنز " زیر آسمان شهر " و " چار خونه " . من ـ با تجربه یی که به دست آورده ام ـ قسمت های دوم ، هفتم ، دوازدهم و آخر سریال ها را می بینم ، و به راحتی می فهمم که چه اتفاقی افتاده است ! ! گمان می کنم برای گردانندگان تلویزیون ، تلف کردن وقت مردم و در نظر گرفتن پایان خوش برای همه ی فیلم ها اهمیت بیشتری دارد ، تا آموزش های نوین . جالب آن که مردم معمولا برای خود ، پایان های دیگری را پیش بینی می کنند . حتی گاهی اوقات ، احساس می شود که در هنگام پخش سریال و مشخص شدن میزان گرایش مردم به فیلم مذکور ، پایانی غیر از پایان ساخته شده را در نظر می گیرند ؛ مانند سریال " نرگس " ، و البته " مرد هزار چهره " ! ! در این دو سریال ، بازیگران را مجبور کردند تا دوباره به بازی برای صحنه ی پایانی بپردازند . بسیاری از شخصیت های مشهور ، جمله ی زیبایی دارند : مردم همیشه جلوتر از بزرگان حرکت می کنند . به گمانم ، وقت آن رسیده است که مسؤولان صدا و سیما در خلق آثار آینده ی این سازمان ، به نگرش های نوین مردم احترام بگذارد . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 0:10 توسط کامران شریفی |
|
|
به خدا روی این عکس ، هیچ تکنیک فتوشاپی انجام نداده ام . در لحظه ی تحویل سال 1383 ، برف می بارید . سبزه را کنار پنجره بردم و این عکس را گرفتم . وقتی که برف می بارد ، درخشش رنگ ها کم می شود و به خاکستری نزدیک می شوند . با فلاشی که استفاده کرده ام ، حالت ضد نور سبزه هم از بین رفته است . وقتی که نور فلاش - به عنوان یک نور متفاوت با نور طبیعی - به جسمی برخورد می کند ، به واسطه ی اختلاف نوری که به وجود می آید ، انگار که 2 عکس جدا از هم ، بر روی هم چسبانده شده اند . به همین دلیل است که می گویم به خدا روی این عکس هیچ تکنیک فتوشاپی انجام نداده ام ! ! بهارتان فرخنده باد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 20:29 توسط کامران شریفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ـ متولد 1/5/1353 كرمانشاه
ـ فوق ليسانس گرافيك از دانشگاه هنر تهران 1381 ( روزانه ) ـ ليسانس عكاسي از دانشكدهي هنرهاي زيبا دانشگاه تهران 1378 ( روزانه ) ـ ديپلم گرافيك از هنرستان هنرهاي تجسمي پسران كرمانشاه 1372 ـ فعاليت حرفهيي در زمينهي گرافيك و عكاسي از 1368 تا كنون ـ تدريس گرافيك و عكاسي در دانشگاه ها از 1378 تا کنون |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|