تبليغاتX
تصویر و کلام
عکاسی - گرافیک - حرف های خودمانی

 دوش می‌آمد و رخساره بر افروخته بود / تا کجا باز دل غمزده‌يي سوخته بود .

رسم عاشق کشی و شیوه ی شهرآشوبی / جامه‌يي بود که بر قامت او دوخته بود .

این شعر ـ که از حافظ است ـ بیشترین معما را در ذهن من به وجود آورده است ؛ به گونهيي که آن را مرتب می‌خوانم ‍، به آن فکر می‌کنم و از دیگران نیزمعنای آن را می‌پرسم . از جمله این که تعريف و تمجیدهای جناب حافظ ، بیشتر به کار معشوق زمینی می آیدتا آن معشوق آسمانی که در سایر اشعار وی لمس می شود .

اما وقتی می گوید : ا گر چه می‌گفت که زارت بکشم ، می دیدم / که نهانش نظری با من دلسوخته بود " احساس می‌کنم که نمی‌تواند آن معشوق ، زمینی باشد .

دلم می‌خواهد هر کس که دوست دارد ، با خواندن این شعر ، نظرش را برایم بنویسد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 22:45  توسط کامران شریفی | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 19:10  توسط کامران شریفی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
كامران شريفي
متولد 1/5/1353 كرمانشاه .
مدرس گرافیک و عکاسی در دانشگاه های شهر تهران
.
در این وبلاگ برای کسی تبلیغ نمی کنم . به سفارش کسی نمی نویسم . فقط برای دل خودم می نویسم . اجباری هم در نوشتن ندارم . اگر ذهنم یاری نکند ، چیزی نمی نویسم .

پیوندهای روزانه
سایت خبری عصر ایران
خبرگزاری مهـــر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مرداد 1386
پیوندها
امیر فرهاد بخشی
امین عابدی
کورش سلیمانی
فرزاد ادیبی
قصرشيرين " شهـر خـاطـره "
رضا هدایت
غلامحسین محبی
فرهاد ابوالفتحي
بهمن زارعی
عبدالله مرادی
دکتر محمد روشن
دکتر پیمان پاکزاد
سید سعید قاسمی
فتوبلاگ آرام خانمحمدی
فتوبلاگ آرش کریمی
انجمن عکاسان کرمانشاه
موسسه آموزش عالي سوره
عکاسی دات کام
لغت نامه ی دهخدا
خانه ی عكاسان ايران
فرهنگسرای زبان کُردی
جشنواره خاطرات تلخ و شیرین دانشجویی
مجله ی هنری هفت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM