تبليغاتX
تصویر و کلام
عکاسی - گرافیک - حرف های خودمانی

 

 

دیروز قرار بود آثار رسیده به دومین جشنواره ی سوره ی تماشا داوری شوند . تیم داوری عبارت بودند از آقایان مجتبی آقایی سربرزه ، محمدرضا آستانه ، فرزاد ادیبی ، ساعد مشکی و من . محمدرضا آستانه به جلسه نرسید . کسانی که تجربه ی داوری دارند ، می دانند که داوری چهار نفره چه قدر دشوار است .

 

 

 

اما وقتی پس از سه ساعت و نیم ، کارمان به پایان رسید ـ جدا از خستگی که طبیعی هم بود ـ صاحب یک تجربه ی جدید شده بودم ؛ این که هر چهار نفر ، حرف های خود را به زبان آوردند و به کرسی نشاندند ، بدون آن که دعوا و درگیری به وجود بیاید .

 

  

 

پس از سال ها ، جمعی را دیدم که در هنگام داوری ، با لبخند با هم گفت و گو می کردند و آرامش ـ به صورت کامل ـ بر جلسه حاکم بود . نتیجه اش هم اجماع در تصمیم گیری ها بود . بارها دیده ام که داوران پس از پایان جلسه ، دعواهای شان را علنی و پخش می کنند . در چنین شرایطی ، شان تیم داوری پایین می آید و شرکت کنندگان ، به داوران با حالت بدبینانه نگاه می کنند . حتی گاهی برایم پیش آمده است که پس از پایان داوری ، دچار سردرد چند روزه شده ام ؛ بس که حرف های بی منطق و خودخواهانه شنیده ام .

 

 

حالا به وسیله ی این نوشته ، خواستم از آن سه بزرگوار قدردانی کنم که از خود ، یک رفتار مدنی ارزشمند را به نمایش گذاشتند .

 

 

زحمت عکس هایی را که خودم در آن ها حضور دارم ، آقای علی چاووشی ؛ دانشجوی گرافیک دانشگاه سوره کشیده است . از او هم سپاسگزارم .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:8  توسط کامران شریفی | 

 

جمعه در جایی مهمان بودم . پس از صرف ناهار ، هر کس به کاری مشغول شد ؛ یک عده شروع کردند به حرف زدن با هم . چند نفر خوابیدند . یکی دو نفر به مطالعه پرداختند .

.

من هم رفتم که قدم بزنم . اما دوربینم به من افتخار داد که از داخل منظره یابش ، اطرافم را نگاه کنم . با همکاری اش این چند عکس را از استخر باغ گرفتم .

.

شما هم اگر آن ها را ببینید ، بد نیست .

 

 

 

 

                

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:19  توسط کامران شریفی | 

 

 

در اردی بهشت رنگ ها به وجد می آیند ، و انسان از دیدن این همه رقص رنگ ها لذت می برد . هر سال ـ وقتی به این روزها می رسم ـ دلم هوای دیار می کند . دیاری که در اردی بهشت ، شقایق ها سر تا سر دشت را می پوشانند . در این روزها مرز زمین های کشاورزی را این گل ها مشخص می کنند . وقتی به دشت می روی ، به هر سو که نگاه می کنی ، گل می بینی . در اردی بهشت می توان خالص ترین رنگ ها را دید . من وقتی به این گل ها می رسم ، پاهایم از حرکت باز می ایستند ؛ مبادا که گلی را لگد کنم .

 

 

      

 

این عکس ها را پارسال در 15 کیلومتری جاده ی کرمانشاه ـ سنندج گرفتم .

 

        

 

خدا کند امسال هم بتوانم در این روزها به آن جاها بروم .

 

 

   

 

 

روحم از دیدن این همه لطافت به آرامش می رسد .

 

 

                 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:4  توسط کامران شریفی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
كامران شريفي
متولد 1/5/1353 كرمانشاه .
مدرس گرافیک و عکاسی در دانشگاه های شهر تهران
.
در این وبلاگ برای کسی تبلیغ نمی کنم . به سفارش کسی نمی نویسم . فقط برای دل خودم می نویسم . اجباری هم در نوشتن ندارم . اگر ذهنم یاری نکند ، چیزی نمی نویسم .

پیوندهای روزانه
سایت خبری عصر ایران
خبرگزاری مهـــر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مرداد 1386
پیوندها
امیر فرهاد بخشی
امین عابدی
کورش سلیمانی
فرزاد ادیبی
قصرشيرين " شهـر خـاطـره "
رضا هدایت
غلامحسین محبی
فرهاد ابوالفتحي
عبدالله مرادی
دکتر محمد روشن
دکتر پیمان پاکزاد
سید سعید قاسمی
فتوبلاگ آرام خانمحمدی
فتوبلاگ آرش کریمی
انجمن عکاسان کرمانشاه
موسسه آموزش عالي سوره
عکاسی دات کام
لغت نامه دهخدا
موزه ي هنرهاي معاصر تهران
خانه ی عكاسان ايران
فرهنگسرای زبان کُردی
جشنواره خاطرات تلخ و شیرین دانشجویی
مجله ی هنری هفت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM