![]() |
![]() |
|
| عکاسی - گرافیک - حرف های خودمانی |
|
همیشه از خانم بهمن شهری بیست می گرفتم ، منهای یک یک بار که در املاء ، حرفی را از قلم انداختم و نوزده شدم . خانم کرمی خیلی آرام بود و دیدن چهره ی مهربانش ، اصطراب آدم را از بین می برد . خانم طاهری در میانه ی سال ، معلم مان شد . معلم اول سال مان زایمان کرد و به مرخصی رفت . آقای آذیش که در سال قبل ، معلم سعید بود ، حالا معلم ما شده بود . یاد کلاس های گروه سرود به خیر . تکخوان گروه بودم . در کلاس پنجم باز هم ، معلم سال گذشته ی سعید ، معلم من شد . آقای امجدیان در هنگام فوتبال ، شوت های سنگینی داشت . هیچ دروازه بانی نمی توانست ضربه ی توپش را بگیرد . اما من توانستم . توپش که به سمتم آمد ، دستم را جلو صورتم گرفتم تا به من نخورد . توپ به من خورد و داخل گل نرفت . اما مچ دستم تا دو هفته درد می کرد ! آقای ادبی معلم ادبیات بود . خدا رحمتش کند . در کلاس او ، انشاء نوشتن را یاد گرفتم . تا پیش از آن ، زحمت نوشتن انشاهایم را زن داداش یا خواهرم می کشیدند ! سلام آقای سلامی . این جمله ی بامزه و همیشگی ما بود ، وقتی که معلم جغرافیا را می دیدیم . آقای فخاری ؛ معلم ریاضی ، خیلی مهربان و محترم و مؤدب بود . آقای زرشکی ، دینی درس مان می داد . در هنرستان ، تاریخ هنر را از آقای بهزادی یاد گرفتم . خدا بیامرزدش . آقای بهرامی خیلی می فهمید . اما چندان حوصله ی آموزش نداشت . آقای غلامی در زمان بازی والیبال ، آن قدر غر می زد که هیچ کس حاضر نمی شد در تیم او حاضر باشد . با استادان طراحی و انگلیسی حال نکردم . به همین دلیل ، هنوز که هنوز است ، در این دو درس ، ضعیف هستم . حضور در کلاس فرزاد پرواز ، محمدرضا ذبیح الله زاده ، امیر مسعود حلاج ، حسین نوروزی ، محمد گل صفت ، کامبیز مهرجو ، عبدالله جواری ، اردشیر اکبری ، آقای غلامی ، ابوالقاسم خلج ، آقای پژمان ، محمدرضا نادری ، آقای احمدی نژاد ( ربطی به آقای احمدی نژاد کنونی ندارد ! ) آقای کزازی ، مهرداد نوری ، سیروس کوهستانی ، آقای تابعی و منصور کیانی را هم تجربه کردم . در دانشگاه تهران ، به اندازه ی فهم و استعدادم از جلال شباهنگی ، محمد ستاری ، مجتبی آقایی ، مهرداد نجم آبادی ، مهران مهاجر ، جهانگیر چراغی ، حسن دزواره ، جابر عناصری ، غلامعلی حاتم ، محمود معالج ، سیمون آیوازیان ، ناصر نقویان ( همین آقای روحانی که در تلویزیون حرف می زند ) ، داوود صادق سا ، محمد ذوالریاستین ( خدا رحمتش کند ) و حسن امتیازی یاد گرفتم . در کلاس های مرتضی ممیز خدا بیامرز ، سید محمد احصایی ، حسین گنجینه ، سید محمد فدوی ، طاهر شیخ الحکماء ، آقای دارش ، صداقت جباری ، یحیی دهقانپور ، سعید کشن فلاح ، تاجبخش فناییان ، مهین میهن و نیلوفر معترف به صورت قاچاقی نشستم و از آن ها هم چیزهایی یاد گرفتم . دو ساعت هم در کلاس خصوصی هانیبال الخاص ، طراحی یاد گرفتم . لذت حضور در کلاس های شباهنگی و ممیز را هرگز از یاد نمی برم . در همین دوره ی تحصیلی بود که تأثیر گذار ترین معلم زندگی ام ؛ آقا مرتضی را از دست دادم . خداوند برادرم را رحمت کند . در دانشگاه هنر ، هیچ وقت لذت تحصیل را مزمزه نکردم ، مگر در کلاس فارسی سید حسن شهرستانی و گرافیک علی رشیدی و ابراهیم حقیقی . کامران افشار مهاجر ، محمد ضیمران ، مصطفی اوجی پور ، هادی ندیمی و خانم ( اسمش رو نبر ) هم درس های زیادی به من دادند ؛ همه جوره ، هم درس خوب ، هم درس بد . همه ی این معلمان به من درس دادند . یکی درس زندگی ، یکی درس فنی ، یکی درس معلمی ، یکی هم درس اخلاق . بعضی ها هم که تعدادشان خیلی کم بود ، به من یاد دادند که مثل آن ها نباشم ، تا بتوانم در دل شاگردانم جا داشته باشم و پشت سرم به من بد و بیراه نگویند ! یک روز گذشته از روز معلم ، اعلام می کنم که همه ی آن ها در فکر من جای دارند ؛ بیشتر آن ها به نیکی ، آن یکی دو نفر هم به زشتی . روز معلم مبارک .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:0 توسط کامران شریفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
كامران شريفي
متولد 1/5/1353 كرمانشاه . مدرس گرافیک و عکاسی در دانشگاه های شهر تهران . در این وبلاگ برای کسی تبلیغ نمی کنم . به سفارش کسی نمی نویسم . فقط برای دل خودم می نویسم . اجباری هم در نوشتن ندارم . اگر ذهنم یاری نکند ، چیزی نمی نویسم . |
| پیوندهای روزانه |
|
سایت خبری عصر ایران خبرگزاری مهـــر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|